دلنوشته برگرفته از اولین پیام رهبر

در میان واژه‌های این پیام، نه فقط سخن، که روح یک تاریخ جاری‌ست؛
گویی صدای ملتی است که از دلِ رنج، برخاسته و هنوز ایستاده است.
این کلمات، تنها خبر از یک فقدان نمی‌دهند،
بلکه روایتِ عبورند…
عبور از داغی بزرگ، به سوی افقی که هنوز روشن است.
در آن، رهبری نه یک جایگاه، که امانتی الهی تصویر می‌شود
که از دستی به دست دیگر،
در امتداد ایمان و مسئولیت سپرده می‌شود.
در این میان، مردم…
چون ستون‌هایی خاموش اما استوار،
در متن این روایت ایستاده‌اند؛
همان‌ها که در سخت‌ترین لحظه‌ها،
نه صحنه را ترک کردند و نه امید را.
گویی تاریخ، بار دیگر،
بر شانه‌های آنان معنا یافته است.
و چه باشکوه است این تصویر:
ملتی که در میان طوفان،
نه تنها نمی‌شکند،
بلکه عمیق‌تر ریشه می‌دواند.
اشک می‌ریزد، اما فرو نمی‌ریزد؛
داغ می‌بیند، اما از پا نمی‌افتد.
در لابه‌لای این پیام،
عطر ایمان نیز جاری‌ست…
یادِ وعده‌هایی که فراتر از محاسبات زمین‌اند،
و امیدی که از جنس آسمان است.
چنان‌که گویی هر واژه،
پلی‌ست میان صبر امروز و پیروزی فردا.
و در نهایت، این پیام،
نه فقط سخن یک رهبر،
که عهدی است میان دل‌ها؛
عهدی برای ماندن،
برای ایستادن،
و برای آنکه در هیاهوی جهان،
نام یک ملت،
همچنان با «استقامت» معنا شود.

حمیده انصاری پور