حمیده انصاریپور:
نهادهای عمومی را باید نه صرفاً با وعدهها و برنامههای اعلامشده، بلکه با عملکردشان در شرایط دشوار سنجید. جنگ، یکی از سختترین آزمونهای حکمرانی است؛ زمانی که تصمیمگیری سریع، هماهنگی نهادی و توجه به نیازهای فوری مردم اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، ضعفها آشکارتر میشوند و در مقابل، اقدامات مؤثر نیز ارزش بیشتری پیدا میکنند.
عملکرد شهرداری تهران در جنگ ۱۲روزه، جنگ ۴۰روزه و دوره پس از آن، از همین منظر شایسته بررسی است. این ارزیابی به معنای نادیدهگرفتن نقدهای جدی وارد بر مدیریت شهری نیست؛ بلکه تأکیدی بر این اصل است که نقد منصفانه باید در کنار کاستیها، نقاط قوت و تجربههای قابل استفاده را نیز ببیند.
در روزهایی که خانوادههایی خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند، شهرداری تهران برای اسکان اضطراری، تأمین سرپناه موقت و رسیدگی به واحدهای آسیبدیده وارد عمل شد. طبق اعلام سخنگوی شهرداری در مهرماه ۱۴۰۵، در جریان جنگ ۴۰روزه و پس از آن، مجموعاً ۳۶۰۰ خانواده در ۴۶ هتل و مجموعه اقامتی اسکان یافتند. همچنین، از مجموع ۴۹ هزار و ۲۰۰ واحد مسکونی نیازمند تعمیرات جزئی و متوسط، عملیات تعمیر واحدهایی که هزینه آنها کمتر از ۵۰۰ میلیون تومان بود، به گفته شهرداری به پایان رسیده است. این آمار، مستقل از ارزیابی کیفیت و میزان رضایت خانوارها، از گستردگی عملیات پشتیبانی و بازسازی حکایت دارد.
اهمیت این اقدامات فقط در تأمین سرپناه خلاصه نمیشود. خانوادهای که در اثر جنگ خانهاش آسیب دیده، همزمان با خسارت مالی، ناامنی روانی و اختلال در زندگی روزمره نیز مواجه است. هرچه فاصله میان وقوع حادثه و بازگشت به شرایط عادی کمتر شود، بخشی از این فشارها نیز کاهش مییابد. تجربه تهران میتواند برای تدوین پروتکلهای ملی اسکان اضطراری، جبران خسارت و بازسازی پس از بحران مورد استفاده قرار گیرد؛ البته مشروط به آنکه نتایج، هزینهها و میزان رضایت آسیبدیدگان بهصورت شفاف ارزیابی شود.
اقدام دیگر، رایگانکردن حملونقل عمومی در دوره جنگ و تمدید آن در ماههای بعد بود. این سیاست، علاوه بر تسهیل رفتوآمد در شرایط بحرانی، از هزینه سفرهای روزمره شهروندان نیز میکاست. بر اساس مصوبه شورای شهر در شهریور ۱۴۰۵، رایگانبودن مترو و اتوبوسهای تندرو برای دورهای دوماهه تمدید شد. این اقدام را باید در کنار آثار اجتماعی آن، از منظر هزینه تأمین مالی و امکان تداوم نیز بررسی کرد؛ زیرا هر سیاست حمایتی پایدار، به منبع مالی مشخص و ارزیابی دقیق آثار نیاز دارد.
حمایت از معیشت خانوارها نیز به یکی از محورهای اقدامات شهرداری تبدیل شده است. در طرح «تورم صفر»، قرار است قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی برای دوره اعلامشده ثابت بماند و این کالاها از طریق ۱۰۸ میدان میوه و ترهبار، ۱۸ فروشگاه شهروند و بسترهای فروش مربوط عرضه شوند. این طرح، به معنای مهار تورم عمومی نیست؛ اما اگر تأمین کالا، استمرار عرضه و نظارت بر قیمت و کیفیت آن بهدرستی انجام شود، میتواند در محدودکردن فشار افزایش قیمت برخی اقلام بر خانوارها مؤثر باشد. همچنین، بررسی امکان توسعه این الگو به سایر شهرها، فرصتی برای سنجش قابلیت تعمیم آن فراهم میکند.
در حوزه حمایت از خانواده نیز طرح «چشمروشنی» برای مادرانی که از ابتدای سال ۱۴۰۵ صاحب فرزند شدهاند، قابل توجه است. بر اساس اعلام شهرداری، این طرح ماهانه ۳٫۵ میلیون تومان اعتبار برای هر مشمول در نظر گرفته است که برای دهکهای اول تا سوم به ۴ میلیون تومان میرسد. بخشی از این اعتبار به خرید کالا و بخشی به خدمات سلامت، فرهنگی و تفریحی اختصاص دارد. ارزش این طرح را باید در میزان دسترسی خانوادههای مشمول، تناسب حمایت با نیازهای واقعی، استمرار منابع و آثار آن بر هزینههای نگهداری کودک سنجید؛ با این حال، استفاده از ظرفیتهای محلی برای حمایت هدفمند از خانوادهها، تجربهای است که میتواند در سیاستگذاری اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.
البته توجه به اقدامات مثبت مدیریت شهری نباید موجب غفلت از یک تجربه قدیمیتر و مهمتر شود: میادین میوه و ترهبار تهران. این شبکه، با وجود تفاوتهای احتمالی در کیفیت دسترسی و تنوع کالا، ظرفیتی برای عرضه محصولات با قیمتگذاری متمرکز و کاهش فاصله میان هزینه خرید در مناطق مختلف شهر فراهم کرده است. برای خانواری که در مناطق کمبرخوردار زندگی میکند، دسترسی به کالایی با قیمت قابل مقایسه با سایر مناطق میتواند بخشی از نابرابری در هزینه تأمین مایحتاج را کاهش دهد.










