آمریکا به عروسی هم رحم نکرد

آمریکا به عروسی هم رحم نکرد
عروسی باید بوی زندگی بدهد؛ بوی گل و لبخند، بوی پیراهن نو، بوی سفره‌ای که برای آغاز یک زندگی پهن شده است. باید صدای خنده مادرها باشد و اشک شوق پدرها؛ باید دختر و پسری باشند که دست در دست هم، نخستین صفحه زندگی مشترکشان را ورق می‌زنند. اما آمریکا، این مدعی دروغین حقوق بشر، حتی به عروسی هم رحم نکرد. در سیریک هرمزگان، جایی که خانواده‌ها برای شادی گرد …
ادامه مطلب

مشارکت در تأمین لوازم‌التحریر

مشارکت در تأمین لوازم‌التحریر
مشارکت در تأمین لوازم‌التحریر برای ۱۶۸ کودک نیازمند به یاد شهدای مظلوم میناب هر همراهی، یک قدم برای ساختن فردایی بهتر شماره کارت: ۵۰۲۲۲۹۱۳۳۰۸۱۹۹۹۴ به نام: حمیده انصاری‌پور محل تحویل اقلام: تجمع مردمی میدان دریاچه شهدای خلیج فارس تهران رواق دارالذکر
ادامه مطلب

یکی هنوز منتظر است

یکی هنوز منتظر است
کودکانِ این روزهای جنگ، زودتر از آنچه باید، بزرگ شدند… نه با بازی، نه با خنده، نه با قصه‌های شبانه، بلکه با صدای انفجار، با بوی دود، با سکوتی که بعد از رفتنِ عزیزانشان جا ماند. کجای دنیا نوشته‌اند دست‌های کوچکی که باید مداد بگیرند، باید به جای آن، قابِ عکس پدر را در آغوش بکشند؟ کجای انسانیت پذیرفته است چشمانی که باید برقِ شیطنت داشته باشد، با اشکِ داغِ …
ادامه مطلب

چهل روز گذشت

چهل روز گذشت
چهل روز از آن مصیبت عظیم گذشته است؛ چهل روز از عروج مظلومانه رهبری که سایه‌اش پناه دل‌های بی‌شمار بود، اما هنوز داغ این فراق، نه فروکش کرده و نه در قاب واژه‌ها می‌گنجد. پیکر او، هنوز بر شانه‌های انتظار تاریخ مانده است و خاک، شرمسار از آن است که چنین امانتی را در آغوش کشد؛ گویی زمین نیز تاب این وداع را ندارد. این چهل روز، نه فقط شمارش …
ادامه مطلب

دلنوشته برگرفته از اولین پیام رهبر

دلنوشته برگرفته از اولین پیام رهبر
در میان واژه‌های این پیام، نه فقط سخن، که روح یک تاریخ جاری‌ست؛ گویی صدای ملتی است که از دلِ رنج، برخاسته و هنوز ایستاده است. این کلمات، تنها خبر از یک فقدان نمی‌دهند، بلکه روایتِ عبورند… عبور از داغی بزرگ، به سوی افقی که هنوز روشن است. در آن، رهبری نه یک جایگاه، که امانتی الهی تصویر می‌شود که از دستی به دست دیگر، در امتداد ایمان و مسئولیت …
ادامه مطلب

در کنارت خواهیم ایستاد

در کنارت خواهیم ایستاد
گاهی واژه‌ها کم می‌آورند… وقتی غم، آن‌قدر بزرگ است که در هیچ جمله‌ای جا نمی‌شود. وقتی داغ، نه فقط بر دل یک انسان، که بر شانه‌های یک تاریخ می‌نشیند. این روزها، تو ایستاده‌ای… در حالی که هنوز عطر پدر در خاطره‌ها جاری‌ست و جای خالی همسر، در سکوت لحظه‌ها فریاد می‌زند. داغی چنین سنگین، هر دلی را می‌شکند… اما تو، با همان دلِ داغدار، تکیه‌گاه یک ملت شده‌ای. ما اندوهت …
ادامه مطلب